farsi1

همه چیز در مورد فارسی1

بیوگرافی لورنا روجاس{در نقش ایزابل آرویو}

لورنا روجاس بازیگر و خواننده معروف و نویسنده و ستاره ی مکزیکی و متولد 10 فوریه درسال 1971 می باشد. طبق تحقیقاتی که انجام دادیم به بیماری سرطان پستان وی پی بردیم لورنا روجاس در سال 2006 سرطان گرفته است و حالا در حال جنگ سر سخت با بیماری خطر ناک سرطان می باشد و طی گزارشاتی که خبرنگار ها وبه خصوص با ماریا روزنامه مشهور در این زمینه انجام داده است به زندگی سخت خود در این روز ها و جنگیدن با سرطان اعتراف کرده است و درباره این بیماری که قابل درمان اساسی نیست مصاحبه های زیادی کرده است . او از ابراز ترس در برابر این بیماری سخت ترس و واهمه دارد و خیلی از پزشکان درباره ی رفع و درمان این بیماری قطع امید کرده اند و وی در حال عمل ها و شیمی درمانی های زیادی می باشد و بهترین چیزی که برای او خوب است و خودش هم تایید کرده است و همه هم به او می گویند بالا بردن روحیه خود و تشویق ذهن خودش به بهبود این بیماری است.و او دربرابر گزارش های تصویری که از او گرفته اند با شال و روسری از نمایان شدن موی سر طاس خود جلوگیری می کند که باعث عذاب او هم شده است و تحت درمان پزشکان و تیغ جراحی آنان قرار گرفت و بالغ بر مبلغ نیم میلیون دلار هزینه شیمی درمانی وی شده است و خوشبختانه اکنون وضعیت وی در بهبودی کامل است و از خطر مرگ نجات یافته است و همسر وی لوییس فونسی از لطف خدا و کمک پزشکان در جهت بهبودی حال وی بسیار خرسند است لورنا روجاس می گوید نیروی مثبتش در برابر سرطان درس خوبی برای او بوده است و برای او زندگی در میامی به دور از خانواده خیلی سخت می باشد و حالا برای شما مصاحبه ایی با لورنا روجاس را قرار دادیم از یک سایت اسپانیایی است اگر کلمات به خوبی ترجمه نشده و فعل های کلمه ها جا به جا شده است ما را ببخشید و با گوگل ترجمه شده است ولی اگر بخوانید تقریبا متوجه منظور می شوید
متن مصاحبه:

نیروی مثبت Lorena Rojas : "سرطان تدریس فوق العاده بود"

Lorena Rojas
Lorena Rojas
بود قادر به تغییر منفی مواجه سرطان پستان در مراحل پیشرفته و نکته ی مثبتی که ممکن است زندگی شما را نجات دهد.

برای او آن آسان نبود ، زندگی در میامی ، به دور از خانواده خود را بدون بیمه درمانی و بدون درآمد ثابت از قرارداد خود را با Telemundo شروع درمان آنها تکمیل شد و تصمیم گرفت نه تجدید. Lorena قبول نکردند افسرده ، در مورد او نگاه و از همه مهمتر برای اثبات خودش و دنیایی که تنها زنده ماندن شجاع بدترین کابوس و او هیچ ترسو بود.

Lorena Rojas
در اینجا به شما می گوید که چگونه امروز است عاری از هر گونه بیماری ، بازگرداندن زندگی عادی ، چگونه تا کنون متوقف شدن خلاق و مولد ، و چگونه به اطلاع می شود و اکنون سخنگوی بنیاد لنس آرمسترانگ تغییر کرده است زندگی خود را ، همانطور که شما می توانید شما تغییر می کند.
>>
ارسال یک پیام Lorena

Lorena
، و سرطان از بدن خود ، آنچه شما فکر می کنید وقتی به عقب نگاه؟
"
احساس می کنم که آن رفت و خیلی سریع ، این تجربه است که باعث به من زن به من بود. آیا زندگی را به شیوه ای نه چندان مشکل است زیرا ، خوشبختانه ، متوجه شدم که امروز ما 28 میلیون نفر مبتلا به سرطان و ما می دانیم. سفر سخت بود ، هشدار دهنده من می ترسم و گرفتن دست در ماده است ، اما آموزش و پرورش فوق العاده بود ، هیچ تغییری در تمام روز من زندگی می کردند ، آنچه که من شخص من در حال حاضر و پس از تقریبا 2 سال از من تشخیص داده شد و من از ".

چرا هر چیزی را تغییر دهید که شما زندگی می کردند؟
"
من نظر بسیار متفاوت از چیزها ، من احساس می کنم بزرگ شده اند ، نه تنها فیزیکی بلکه از لحاظ احساسی ، ما رشد قلب ، آرزو ، امید ، ایمان است. بزرگ شدن لطمه می زند ، اما من احساس می کنم خیلی بیشتر پایه ، دیگر نیازی به تکامل چون من شده اند شخص بیمار می سازد با ارزش تر یا باهوش تر از دیگران ، در همه. من دوباره سازمان دهی اولویت های من و دید من است واضح تر در راه من : من انجام داده ام ، چه دروغ و چه چیزی پشت سر آمدن. من را تغییر دهید و یا تغییرات هر روز من زندگی می کردند ، یا شادی یا غم یا درد سرطان است بهترین چیزی که اتفاق افتاده نیست ، من زن نمی دیدم که یک روز ، اما من زن من می خواهم ، من می توانم و من تصمیم گرفته می شود. "

اعضای خانواده شما خیلی مهم در این روند ، به ویژه پدر خود را فردی مهم بود ، چرا؟
"
او دوست دارد به مردم فضای خود را ، زمانی که من دریافت این تشخیص او دور ماند ، اما علاقه شدید به چیزی در بسیار مفید است ، هر بار که من با او بود به من انرژی مثبت گرایی بزرگ صحبت کرد. او فقط دریافت کرده بود تشخیص 2 ، به نام من و گفت : من برای هر چیزی هرگز خواسته ، اما امروز من می خواهم زندگینامه لانس آرمسترانگ دوچرخه سوار را بخوانید. "دانست که او بود و او مثل 4 سال است که مد شده از آن باند تاسیس زرد شده بود انجام داد. دعا می کنم به شما خواندن زندگینامه او من خرید کتاب و خواندن آن را در دو روز ، من به آن کتاب به عنوان کتاب مقدس من ، من به قدرت خود را در رنج های خود چسبیده متصل شده ، من با همه مشخص است که این مرد زندگی می کردند. متوجه شدم بود تنها کسی بود که تا به حال این همه نشیب و فراز زندگی نیست ، او احساس به همان شیوه ، به عنوان Mayte Prida ، استراحت ثریا در آرامش رخ داده است. این بود و نه تنها من که خیلی عصبانی با زندگی است. لانس در آن لحظه گم شده حمایت از حامیان مالی بزرگ در آن زمان گفت : او سرطان داشت و من از دست داده قرارداد من با Telemundo ، من آن را بازسازی و من احساس کردم همه چیز علیه من ، اما متوجه شدم که این انگ اجتماعی است. بازگشت بیماری سرطان مشکل است که باید اولویت جهانی به دلیل آن بسیار دشوار است در حال حاضر برای ساختن جامعه درک کنند که این بیماری قابل درمان است و آن کس می تواند به فعالیت های خود را به عنوان جسمی و روانی پیش از بازگشت است.

"
در برخی موارد ، شما را از داشتن توبه گفت که شما مبتلا به سرطان؟
"
نه ، برای من ، هرگز به این بیماری اجتماعی ، اخلاقی ، شخصی ، من می دانستم که من در خطر زیادی را هنگام صحبت چه اتفاقی افتاد برای سلامتی من ، من می دانستم که زندگی من در خطر است ، اما او همچنین می دانست که قرار بود درد و برای بسیاری از مردم که می تواند برود و آنچه که می تواند به هم گفتن را ، چون من همین کار را با لانس بود ، من خودم را شناسایی و میدانست که من می توانم ایجاد برخی از مردم با من شناسایی و به من نیرو بده به من این مرد است. از آن من شروع به تعامل بیشتر با تاریخ خود ، مبارزه کنند ، قدرت و شالوده خود من شروع به نگاه کنید ، من از طریق تماس با توییتر ساخته شده ، بر این باور در من و در حال حاضر من سخنگوی جهان اسپانیایی زبان بنیاد و من افتخار اما بیش از اینکه در بزرگترین بنیاد ، به این دلیل است من می دانم که تاثیر آن بر مردم است. "

چگونه می توانم شما را با لانس آرمسترانگ بنیاد کار می کند؟
"
اولین قدم این است که شما برای شما کار می کنند. من در سراسر جایی که من پیدا توییتر به عنوان @ lorenarojas آمده ، من با افراد زیادی به دنبال من و می پرسد مرا راهنمائی ، که کار که من بهترین صحبت ، به آنها اسلحه و متغیرهای بالقوه را چگونه به ورود مجدد به جامعه پس از بیماری ، من لذت بردن از پیامهای مستقیم. است که کار من فردی بیشتر و همچنین از طریق توییتر من سهم فعالیت های بنیاد ، لنس روزانه است. تاریخ و زمان آخرین اوت من دوبلین ، ایرلند ، که با هم از سران تمام کشورها ، سازمان های غیر دولتی ، پزشکان ، روزنامه نگاران ، لنس همان افرادی که به این کار متعهد و مبارزه با سرطان ، تجربه ای جادویی بود رفت من با وزرای بهداشت ، تبادل نظر ، نظرات ملاقات کرد و کمک به نحوی مدیریت کردن کارها کار برای مبارزه بود. علاوه بر اطلاع مردم از تاسیس ، در صفحه خود پست کنید ، من ضبط نقطه ' صدا ، تصویر می گویند من آن را به پوشش در مجله بنیاد را دارد.. نزدیک به همه کسانی که به آن نیاز دارند. "

لنس فقط برای شما در یک مسابقه رقابت ، شما باید به عنوان 'مراجعه کننده هروئین برای اولین بار' ، چگونه احساس می کنید؟
"
من رفت و برگشت ، من فکر نمی کنم من را انتخاب کنید ، بسیاری از مردم هر روز می دانیم که بیماری سرطان و مبارزه با او انتخاب آنچه که او قهرمانان روز ما'8 'و در میان آنها اتفاق افتاده است به من می شود من او آغاز مسابقه در حال اجرا توسط خودم در کالیفرنیا ، من در هروئین برای اولین بار اجرا می شود "بوده است.

چگونه احساس می کنید آیا زمانی که شما یافت می شود؟
'
آن را به من goosebumps آن بسیار دشوار است که توضیح می دهند مبهم چیزی که من بیش از همه ی این مدت بوده است ، آنچه به من الهام گرفته و چگونه این فرد تا به من الهام می شود که در آن من ، چگونه من به دنبال تعقیب و با او کار ، چگونه می توانم خواب را به بخشی از این مکانیسم ، زیرا من می دانستم که من می خواستم هم برویم یکی از معتبر ترین افراد با قدرت بیشتر ، کنترل بیشتر با تحویل بیشتر تا آنجا که به سرطان نگران است. در حال حاضر کار کردن با آنها ، داشتن او را ملاقات نمود ، من می توانم آن را توضیح دادن نداری. brincábamos در خانه لذت وقتی که شنیده اخبار زیرا همه ما می دانیم که چه معنی نیست که من است فن 'چون دوچرخه سوار بزرگ ، اما می توانم بیشتر احساس نزدیکی آنچه که او زندگی می کردند و قهرمان من است و خیلی بزرگ ، کسی بود که من احترام بسیار زیاد و در حال حاضر حمل نام من در تاریخ دوچرخه اش یا در قطب برای من غیر واقعی است ، من فکر می کنم من خواب من به خودم خرج نشده است. من واقعا دوست دارم این ایده ، ولی من دوست دارم رویای من هرگز فکر من که قرار بود به انجام بدهد. "

آیا نوشتن کتاب خود را برای کمک به افرادی مانند لانس شما با شما چه بود؟
"
من بزرگ شده ، من فکر کمی بیشتر در فکر نوشتن ، اما من هنوز نه چندان روشن است. من نمی خواهم به عنوان فرصت طلب ظاهر می شود ، من باید کمی بیشتر اشباع شده. هنوز سوالات زیادی باقی مانده برای من در کنار این جاده ، من هنوز چند جراحی ، من دوره نقاهت بعد از شیمی درمانی ، مانند و من می دانم که مواد غذایی ، انجام کارهای بو نیست ، تغییرات خلقی من بسیار شدید ، من هنوز درد و رنج ravages پزشکی بسیار سخت است ، من احساس می کنم کمی نزدیک تر به پایان این چرخه ، نمی خواهد بگوید مطلب را به بگویید ، اما من دانش کمی بیشتر در مورد آنچه که من در بنیاد های بیشتر جامد است که زندگی می کردند پایان ، هدایت ، و نه فقط novelilla که من می توانم به فروش برساند. در ابتدا من رد شود ، ولی در حال حاضر من پخت و پز کمی بیشتر و انجام ایده اخراج نیست ، بلکه می خواهم آن را در راه متفاوت خواهد بود. "

تمایل دارید چه برای کسانی که در حال دریافت اخبار امروز است که آنها به سرطان پستان می گویند؟
"
اولین چیزی است که شما غیر مسلح ، که ما گزارش به دلیل تغییرات تصویر به طور کامل ، ترس ما را ورشکسته ، ما بی حس و تنها راه برای این کار را با شجاعت مواجه است ، آگاه است. قبل از اجرا کردن با روانشناس ، پزشک ، به سوگواری و یا سوگواری به ما اطلاع زیرا ما تغییر عکس 100 ٪ چون من فکر نمی کنم که آدم عاقلی در مورد این مسئله به دلیل هر نوع سرطان است و پیچیدگی آن و متفاوت ، همه بستگی به شما و مردم اطراف ما ، اطلاعات مقدار مورد نیاز و اینترنت به عنوان سخنگوی بنیاد خواهد بود توصیه می شود [فقط کاربران میتوانند لینک ها را مشاهده کنند ] جایی که آنها مشاهده تمام پاسخ به پرسش های شما. "

راهنمایی های عملی و مشاوره به شما می خواهم برای انتقال به کسانی که تنها با شروع این سفر چیست؟
"
همیشه ذهن شما را مشغول نگه داشتن افکار مثبت است. کسی است که به تازگی تشخیص داده شده است خوب نیست را ترک کند زمان زیادی را به تنهایی ، صحبت خود را به پلیدی و هیولا ، مهم است که صحبت کردن با کسی که با بیمار باز است ، به اعتماد ، امنیت ، آزادی برای بحث در مورد مضمون مشترک ، اغلب اتفاق می افتد در هر لحظه هر 2 ساعت در مکزیک ، یک زن به سرطان پستان است ، موضوعی که نیاز به تابو می شود ، نمی باشد. تا به چهره و صحبت در مستقیم ، باز ، بدون انگ. صحبت با برادرزاده ، پدربزرگ و مادربزرگ ، والدین ، دوست پسر ، شوهر به عنوان ماده البته دادن کسی که تجربه حمایت بی قید و شرط ، یاد می گیرند و می شود در فعالیت های فیزیکی و ذهنی مثبت تمام وقت.

با متخصص به شما بگویم که چگونه شما را در سطح عاطفی تاثیر بگذارد و یا نگاه در اینترنت می باشد. این بیماری اولین حملات طرف احساسی ، ممکن است شما احساس می کنید که شروع به شکستن روابط نزدیک شما ، و 1 شروع به احساس تنهایی و گناه. یاد بگیرید چگونه این بیماری عاطفی تاثیر می گذارد چون به شما متوجه است که همه دعوا ، یو پی اس و فراز زندگی عاطفی شما با دیگران همه طبیعی ، هم در خود و در دیگران چون آنها نیز از تحریک پذیری رنج می برند ، ترس و خشم و تضاد با احساسات است که محیط زیست می تواند بمب زمان اما آنها طبیعی هستند. و در این همه بیماری های مهم حمایت عاطفی می باشد. آیا بدون وحشت و 1 را از طریق چشم ها می بیند ما ، حواس ما ، ما به تنهایی واژه ها و صدا برای دفاع از زندگی خود ما و هیچ کس از آن هستند ، بسیاری از مراکز پشتیبانی ، درمانگاهها بسیاری از سازمانها وجود دارد و با ایده فداکاری قاضی باز می شود که چشم انداز راه کاملا متفاوت ، ما باید بپرسید ، آیا با شک و تردید نمی ماند. "

آیا ترس شما که سرطان برگشتم؟
"
بله ، البته شما چون نمی خواهید از طریق همین رفتن ، تجربه ای که بمانم و از یاد گرفتم که زیادی است ، اما بسیار دردناک است ، وحشت است ، بله ، من ندارم ، اما ترس باعث پراکندگی و تضعیف زمانی که من آگاه است که من برای رفتن به امتحان من هر 3 ماه ، من باید تجدید نظر و لمس کردن و من در نگهداری ایمن و فعال که من دارم به کنترل بیماری و نه بیماری من " .

 


 بیوگرافی ماریو سیمارو {در نقش سالوادور سیرینسا}

ماریو آننتونیو سیمارو پاز (سالوادور سیرینسا) ، متولد اول ژوئن ۱۹۷۱ در هابانای (هوانا)  کوباست . در بیست و سه سالگی در پی رسیدن به رویای بازیگری خود به مکزیکو سیتی سفر کرد او پس از بازی در “رمئو و ژولیت” اثری از کمپانی فاکس قرن بیستم مورد توجه قرار گرفت.

ماریو سیمارو به کشور های زیادی از جمله آرژانتین، ونزوئلا، کلمبیا و اسپانیا سفر کرد و در محضر کارگردانان مشهور این کشور ها آموزش دیده و در فیلمهاشان ایفای نقش نمود. او در سال ۲۰۰۷ به لوس آنجلس مهاجرت کرد و هم اکنون نیز در آنجا زندگی میکند. او دارای یک خواهر به نام ماریا سیمارو و سه سگ و یک عدد گربه می باشد!

ماریو سیمارو در کشور ما توسط سریالی به نام “سفری دیگر” شناخته شد که توسط یکی از شبکه های ماهواره ای در حال پخش است.

سفری دیگر نام یک مجموعه تلویزیونی محصول شرکت تلموندو و به زبان اسپانیایی است. این مجموعه پس از آن که در نخستین پخش در سال ۲۰۰۵ محبوبیت زیادی یافت، اکنون در کشورهای مختلفی چون آرژانتین، مالزی، لهستان، فیلیپین، اسلواکی و اسپانیا  پخش می‌شود. داستان فیلم در مورد تناسخ و مردی است که پس از مرگ ، زندگی زمینی خود را این بار در جسم فرد دیگری ادامه می‌دهد. او پس از بازگشت ، به حقایق پنهان در مورد بیوهٔ زیبا و جوانش پی می‌برد. عنوان اصلی مجموعه به اسپانیایی (el cuerpo del deseo) است . فیلم‌برداری سریال نیز در میامی آمریکا انجام شده‌است.

بیوگرافی:

نام:ماریو کیمرو/Mario Cimarro

تاریخ و مکان تولد:    ۳۹ ساله)۱June 1971, Habana, Cuba

سریال ها:

  • (۲۰۰۹) Mar de Amor…Victor Manuel
  • (2008) La Traicion…Hugo de Medina/Alcides de Medina
  • (2005) El Cuerpo del Deseo…Salvador Cerinza
  • (2003) Pasion de Gavilanes…Juan Reyes
  • (2002) Gata Salvaje…Luis Mario Arismendi
  • (2001) Mas que amor frenesi…Santiago Guerrero
  • (2000) Amor Latino…Ignacio “Nacho” Domeq
  • (2000) La Casa en la Playa…Roberto Villarreal
  • (1998) La Usurpadora…Luciano Alcantara
  • (1998) La Mujer de mi vida…Antonio Adolfo Thompson Reyes
  • (1997) Gente Bien…Gerardo
  • (1996) Sentimientos Ajenos…Ramiro

فیلم ها:

  • Puras Joyitas (2007)
  • Rockaway (2007)
  • Managua (1997)
  • The Cuban Connection (1997)
  • Romeo + Juliet (1996)


 

بیوگرافی مارتین کارپان {در نقش آندرس کورونا}

در ژوان ۱۹۷۲ به دنيا اومده ۳۶ سال سن داره.......

 در ويلا دل پاك (بوينس آيرس آرژانتين)متولد شده........

 با يه زن لاتيني ازدواج كرده و  به تازگي صاحب فرزند شده است..........


+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم شهریور 1389ساعت 0:28  توسط آرمین و نوید  |